خرید بک لینک
من به غمگین ترین حالت ممکن شادم ! امروز جلسه ی آخر اولین گروه دانشجوهام بود تو این مدت تمام سعی خودمو کردم که بهترین تجربه های این سالامو دراختیارشون بذارم و با جون و دل از همه چی براشون گفتم و چه قدر حس قشنگی بود وقتی نگاه های قشنگ دلتنگیشون رو زوم کردن بهم و گفتن یکی از مفیدترین کارآموزی هاشونو با من بودن خیلی بچه های خوب و مشتاقی بودن یکیشون خیلی تاپ بود و ریلکس، ازش خوشم میو

برچسب: غمگین, نویسنده: مهتاب احمدی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 0:58

این هفته یه جا این پست تقریبا مربوط می شه به پاییز 1393 و زمان دانشجویی ! و از اون پست هایی هست که وقتی بلاگفا در یک برهه ی زمانی نابود شد از وبلاگم پرید و تونستم توسط یکی از دوستام از یه سایت خارجی پیداش کنم و الان دوباره پستش می کنم تا بماند ! عنوان پست هم همون عنوانی هست که قبلا بود ! + سرکلاس فیزیوپاتولوژی بازم دیر رسیدم بعد استاد اندفعه بد چپ چپ بهم نگاه کرد گفت بلقیس ! دفعه

برچسب: نویسنده: مهتاب احمدی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 0:58

منم که کشک این پست تقریبا مربوط می شه به پاییز 1393 و زمان دانشجویی ! و از اون پست هایی هست که وقتی بلاگفا در یک برهه ی زمانی نابود شد از وبلاگم پرید و تونستم توسط یکی از دوستام از یه سایت خارجی پیداش کنم و الان دوباره پستش می کنم تا بماند ! عنوان پست هم همون عنوانی هست که قبلا بود ! اومده راست راست توچشمام نگاه میکنه میگه برای هفته ی بعد استاد گفت کی کنفرانس میده منم اسم خودمو و

برچسب: نویسنده: مهتاب احمدی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 0:58

♥ بخشی از دونفره هامون ^^ این پست تقریبا مربوط می شه به پاییز 1393 و زمان دانشجویی ! و از اون پست هایی هست که وقتی بلاگفا در یک برهه ی زمانی نابود شد از وبلاگم پرید و تونستم توسط یکی از دوستام از یه سایت خارجی پیداش کنم و الان دوباره پستش می کنم تا بماند ! عنوان پست هم همون عنوانی هست که قبلا بود ! یکی از دوست داشتنی ترین قسمت های با هم بودنمون اونجاست که درباره ی یه موضوع علمی

برچسب: دونفره,هامون, نویسنده: مهتاب احمدی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 0:58

آقای مسعول اداری ساختمون دانشگاه ! این پست تقریبا مربوط می شه به پاییز 1393 و زمان دانشجویی ! و از اون پست هایی هست که وقتی بلاگفا در یک برهه ی زمانی نابود شد از وبلاگم پرید و تونستم توسط یکی از دوستام از یه سایت خارجی پیداش کنم و الان دوباره پستش می کنم تا بماند ! عنوان پست هم همون عنوانی هست که قبلا بود ! شارژ نداشتم شادی اصرار که با بریم از خودپرداز با کارت خودش برام شارژ بگیر

برچسب: مسعول,اداری,ساختمون,دانشگاه, نویسنده: مهتاب احمدی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 0:58

بهترین راه حل ! این پست تقریبا مربوط می شه به پاییز 1393 و زمان دانشجویی ! و از اون پست هایی هست که وقتی بلاگفا در یک برهه ی زمانی نابود شد از وبلاگم پرید و تونستم توسط یکی از دوستام از یه سایت خارجی پیداش کنم و الان دوباره پستش می کنم تا بماند ! عنوان پست هم همون عنوانی هست که قبلا بود ! من : استرس امتحان فردا رو دارم اصلا دوست ندارم فردا برم دانشگاه ! زهرا : میخوای فردا خواب

برچسب: بهترین, نویسنده: مهتاب احمدی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 0:58

خوده با حیام ! این پست تقریبا مربوط می شه به پاییز 1393 و زمان دانشجویی ! و از اون پست هایی هست که وقتی بلاگفا در یک برهه ی زمانی نابود شد از وبلاگم پرید و تونستم توسط یکی از دوستام از یه سایت خارجی پیداش کنم و الان دوباره پستش می کنم تا بماند ! عنوان پست هم همون عنوانی هست که قبلا بود !+ این حرفو زدی یه جواب بی تربیتی اومد تو ذهنم ولی بهت نمیگم حظ کن که چه قدر من با حیام ! _

برچسب: نویسنده: مهتاب احمدی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 0:58

ما سبزه قبایان ! این پست تقریبا مربوط می شه به زمستان 1393 و زمان دانشجویی ! و از اون پست هایی هست که وقتی بلاگفا در یک برهه ی زمانی نابود شد از وبلاگم پرید و تونستم توسط یکی از دوستام از یه سایت خارجی پیداش کنم و الان دوباره پستش می کنم تا بماند ! عنوان پست هم همون عنوانی هست که قبلا بود ! و اینک سبز پوش می شویم ! برای اولین بار در ترم 5 میخوایم وارد اتاق زایمان بیمارستان بشی

برچسب: قبایان, نویسنده: مهتاب احمدی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 0:58

به دادمان برسید ! با دانشجوهام درمانگاهیم ، هفده هفته اومده درمانگاه هرکاری کردیم صدای قلب رو گوش بدیم نشد که نشد ! خانم انجم رو که با تجربه تره صدا میکنم بیاد اونم امتحان کنه ، اونم موفق نمیشه که بشنوه !میگم کی سونو دادی ؟ میگه ۳ ماه پیش ! میگم تا حالا صدای قلبشو شنیدی میگه دوهفته پیش ! میگم تکوناشو حس میکنی ؟ میگه نه ! میگم چندتا بچه داری؟ میگه دوتا پسر ، شوهرم دختر میخواد ! میگم

برچسب: دادمان,برسید, نویسنده: مهتاب احمدی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 0:58

هق هق گریه دو سال و چهار ماه بود که بچه میخواست و نمیشد

اومد مطب گفت براش یه آزمایش حاملگی اورژانسی بنویسم

پرسیدم چرا

گفت همینجوری شاید حامله باشم ! آخه زیر شکمم سفته !

نوشتم براش

دوساعت دیگه برگشت

هق هق گریه میکرد

مثبت بود

گفت ممنون که برام اورژانس نوشتی

چشمام پر از اشک شد

نمیدونم از خوشحالیش چشمام پر از اشک شد یا از غم توی دلم یا شاید هم هردوش !

دلم از همین شادی ها خواست ، از همین هق هق های گریه !

برچسب: نویسنده: مهتاب احمدی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 0:58

صفحه بندی